مجنون خدا از عشق خدا آواره کوی و برزن می شود و در هر کجا سراغ از معشوقش الله گیرد و دائما می گوید از عشق تو خدا بی تاب و توان هستم تا که معشوقش الله عشقش را پذیرا شود و قبول کند آنگاه عاشق خدا راحت سر بر بالین می نهد و شب را به روز وا می گذارد تا که سحر رسد راحت بتواند سر سجاده عشق با معشوقش الله به راز و نیاز عاشقانه پردازد و از عشقش سیراب و سر مست شود .
عشق حس غریبی است که بر دل هر که افتد او را بی تاب و بی قرار می کند و دائما بدنبال خواسته درون خود می رود تا که بتواند حس درونی اش را به کسی که دوستش دارد ابراز نماید
عشق حسی است شیرین و وصف ناشدنی عاشق این حس را در بند بند وجودش حس می کند و سعی می کند خود را روز به روز به معشوقش نزدیک نماید و حاضر است از همه دار و ندارش بگذرد تا که معشوق را در کنار خود داشته باشد.
به وبلاگ من خوش آمدید دلنوشته هایم را تقدیم همه عشاق واقعی دنیا می کنم چون می دانم انقدر عاقل و هوشیارند که عشق پاک را هرگز زیر سوال نبرند من عاشق الله همه زمزمه هایی که از اعماق قلبم نشات می گیرد را تفدیم الله معشوقم می کنم افتخار می کنم که الله عشقم را پذیرا شود ف.فتحی عاشق مخلص خدای مهربان
35fathi@gmail.com